به سراغ من اگر می آیید ،پشت هیچستانم .پشت هیچستان جایی است .پشت هیچستان رگ های هوا ، پر قاصد هایی است که خبر می آرند ، از گل وا شده ی دورترین بوته ی خاک .روی شن ها هم ، نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح به سر تپه ی معراج شقایق رفتند .پشت هیچستان ، چتر خواهش باز است :تا نسیم عطشی در بن برگی بدود زنگ باران به صدا می آید .آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی ، سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است .منبع : هشت کتاب / سهراب سپهری نوشته شده در تاریخ : 1401/06/21توسط : iRAJ.n.sIs
برچسب:
نویسنده: پارسا عباسیان
تاريخ: سه
شنبه
12 مهر
1401 ساعت: 21:10